X
تبلیغات
رایتل
یک عدد ترنج هستم !
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 44933


نویسندگان
ترنج (176)

چهارشنبه 5 مرداد‌ماه سال 1390 :: 10:11 ق.ظ :: نویسنده : ترنج

تقریبا هیچ وقت به این روشنی نمیدونستم که چی میخوام ....که تصمیمم چیه ؟که دودل نباشم و بدون هیچ فکر اضافه ای اونی که دلم میگه را انجام بدم .....الان اینو دقیقا میدونم که با توجه به تموم سختی کاردر اصفهان اما من آماده ام که همه اش را به جون و دل بپذیرم حاضرم حتی بیدارشدنهای اول وقت ساعات کار طولانی زیر آب زدن های همکارام وووووو همه را حاضرم بپذیرم فقط برای یک چیز و اون خود خود اصفهانه .....من عاشقشم با اینکه سالهای کمی را در اونجا بودم از همه چیزش لذت میبرم و دوسش دارم شاید اگر ازدواج نکرده بودم و این شرایط پیش اومده بود مثل الان سریع قبول میکردم اما الان ................من دیگه تنها نیستم که بخوام تنهایی تصمیم بگیرم بخوام فقط به خودم فکر کنم تا چند وقت دیگه ی عضو کوچولو به ما اضافه میشه و باید اون را هم در نظر بگیرم آیا میتونم خستگی کارم را توی خونه پنهون کنم؟آیا میتونم زیر آب زنی همکارم را نادیده بگیرم و یا خشم رئیسم؟آره تنها بودم میتونستم اما با وجود این عضو جدید دیگه نه ...................اینجا آرامش کاری دارم اما لذت کاری ندارم واقعا ندارم احساس میکنم عمرا به بطالت میگذره اونجا اصفهان را دارم مامان را دارم حتی دانشگاه حتی کلاسهای مورد علاقه ام و اینجا از کوچکترین لذت  هم محرومم ..........اینها رو نوشتم تا بگم من واقعا از ته دلم میخوام که برم .....اما  

دوروز پیش رئیس ,در مورد  انتقالی ام باهام صحبت کرد گفت ببین خانم ترنجی من چون باهات توی این مدت صمیمی بودم و واقعا مثل خواهرم میمونی و حتی بعد از ازدواجت هم باهامون فامیل شدی خیرتو میخوام و به نظرم این کارو نکن .....انتقالی ات الان جور شده اما موافقت من را میخواد اگه از من میشنوی منی که سالها توی این سیستم کار کردم بهت میگم نرو اصفهان اونجا نمیزارن به این راحتی کار کنی اذیتت میکنن.....  

مامان به آقای مهربان زنگ زده بود اونم همین حرفهارا زده و اینکه من به خاطر خودش و شما تمام تلاشم را برای انتقالش کردم و تا زمانی هم که باشم حمایتش میکنمام اما تا چند ماه دیگر هم خودم بازنشسته میشم  ولی  ضرر میکنه اینجا کارش خیلی خیلی زیاده..... 

شوشویی هم گفت که اولم من نمیتونم کارم را از اینجا به اصفهان انتقال بدم و دوما تا چند ماه دیگه خونمون را اینجا تحویل میگیرم و سوما من مخالفم (به همین صراحت!)  

 

 

من همه اینهارو شنیدم .......حالا  نظر شما چیه؟