X
تبلیغات
رایتل
یک عدد ترنج هستم !
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 44933


نویسندگان
ترنج (176)

سه‌شنبه 11 مرداد‌ماه سال 1390 :: 09:40 ق.ظ :: نویسنده : ترنج

دورزوه که حالت تهوع دارم مخصوصا عصر ها ...دلم بستنی هندوانه  و کلا  هر چیز یخکی میخواد که این حالت تهوع تو گلو مونده را فروکش کنه ....این حالت دقیقا از زمانی که به سه ماهگی وارد شدم شروع شده ولی خوب خدارو شکر اون لکه بینی ها  دو سه روزه قطع شدن و ازین بابت خیلی خیلی خوشحالم  

امروز دوماه و دوروزمه ینی این نقطه کوچولوی دلم الان واسه خودش دایره ای  شده کم کم یاد گرفتم دوسش داشته باشم تصورش کنم حتی قربون صدقه اش برم واسش از حس هام توی دفتر خاطراتش بنویسم توی رویام با خودم ببرمش بیرون براش خرید کنم غذا بپزم گاهی دعواش کنم اونم با اون دهان بی دندونش لب ورچینه گاهی بخنده و یا حتی توی تختش  قدِ خودشو  بکشه  

 

شوشویی  هم رفته ماموریت الان ۵ روزه ....فکر کنم توی زمانِ بارداری هیچی بدتر از تنها بودن مادر  بدون همسرش نیست ............دلم هم براش تنگ شده هم به وجودش نیاز دارم هم اینکه هیچ جایی نمیتونم برم هیچ کاری نمیتونم بکنم و حتی مواد غذایی خونه هم که تموم شده هیشکی نیست که اونهارا خریداری کنه با اینکه مرمرک هم هست اما خوب اونم بیشتر از حد توانش داره کمک میکنه و نمیتونم بیشتر از این ازش انتظار داشته باشم   

 

دیشب هم خواب بدی دیدم همش نگران شوشویی هستم آخه دیگه به این هواپیماها هم نمیشه اعتماد کرد و هی دارم دعا میکنم خدای نکرده طوری نشه و بسلامت امروز به خونه برگرده ....آمین