X
تبلیغات
رایتل
یک عدد ترنج هستم !
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 44933


نویسندگان
ترنج (176)

چهارشنبه 27 مهر‌ماه سال 1390 :: 10:53 ق.ظ :: نویسنده : ترنج

معضل بزرگی در خانواد ما وجود داره به نام شوهر خاله !

ینی هم  خود شوهر خاله و هم خانواده و متعلقات  ایشان  اعم از خواهر های خدا نترس و برادر های بی غیرت و مادر و پدرپیر از خدا بی خبر   


معضلی که با ازدواج خاله گرامی ما  به صورت فاجعه در اومد و زبانه های آتیشش دامن همه را گرفت و خودم هم همچنان از تیر ترکش های حرفها و نیش های خواهر های نامحترمش فیض می برم ........


و متاسفانه دیشب وقتی با اصرار خاله و دختر کوچکش برای رفتن به خانه اش روبرو شدم و چاره ای ندیدم جز قبول کردنش که الهی هیچ وقت این کار ار نمیکردم و بعد از سالی نیم ساعتی خونشون بودم که از روی شانس بد  یا تقدیر نابهنگام یا هر چی دلتون میخواد اسمشو بزارین خانواده شوهر خاله نیز اونجا را قرق کردن و اونقدر رفت و آمد الکی به خونه کردن که خودم فرار را بر قرار ترجیح دادم و میدونم همین نیم ساعت مهمان بودن چه اثرات سوئی برای خاله و حتی خود من داره  و در خوشبینانه ترین حالت ،قطع رابطه تلفنی خاله را به همراه می آره و تماسهای مشکوک به گوشی   من و شوشو  ................

من هیچ وقت نفهمیدم که چرا؟

چه علتی میتونه دل یک آدم را این همه سیاه  کنه .....و حالا حساب کنین اینها فقط یک نفر نیستن خانواده ای هستن که همشون  بد خواه دیگرانن ...خیری که ندارن تا به کسی بدن که هیچ تازه خون همه را توی شیشه میکنن و زندگی های بهم میریزن که فقط و فقط خود خدا بتونه درک کنه که چرا  بنده های  با این سیستم آفریده و تا کی قراره بهشون مهلت بده .....................