X
تبلیغات
رایتل
یک عدد ترنج هستم !
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 44933


نویسندگان
ترنج (176)

چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1390 :: 12:03 ب.ظ :: نویسنده : ترنج

هنوز خیلی خورده ریزام مونده .....فکر میکردم ی کوچولوش هست اما اشتباه کردم چون نه مامان همراهی ام میکنه و نه شوشویی وقت داره که این کارو انجام بده و عملا تا هشت دی خودشو از هر گونه فعالیت در خصوص  نی نی و مسائل مربوط به خونه  معاف کرده مامانم هم کاملا سلیقه متفاوتی داره یا چیزی را کلا نمیگیره یا اگه بگیره با من به توافق نمیرسه پس عملا همه کارها میمونه روی دوش من ......منم که یکم سنگین شدم هوا هم سرده و مغازه ها هم انگار چیز های جالبی ندارن یا من خیلی وسواس دارم و کلی هر چیزی را باید با چیزهای دیگه منطبق کنم کلی فکر در موردش انجام  بدم که مثلا این توپی که میگیرم چه تاثیری میتونه روی بچه نوزاد داشته باشه رنگش چطوره کارکردش چطوره آیا موادش قابل خودرن هست اگر کرد توی دهنش اذیت نمیشه اگه خورد توی صورتش دردش نمیگیره وووووووووووووووو 

 

حالا قراره مامان بره برای سرویس لعابی هاش که بازم قراره به سلیقه خودش بگیره و اونی که من میخوام حتما حذف میشه و بعد من دوباره باید برم پسش بدم و اونی که خودم میخوام را بگیرم خودم باید برم بگردم سرویس خوابشو بگیرم که چندتا اینجا دیدم و مامان گفت بگیر اما من به خاطر ترکیب بد رنگ آبی تیره اش با خاکستری و مشکی  نپسندیدم و حتما باید برم اصفهان که اونجا  هم اونقدر شلوغه که نمیدونم با چی و با کی برم و بگیرمشون  

عروسکاش مونده  ......هنوز خرید نکردم براش میخوام ی الاغ خوشگل با ی دونه خرس آبی کوچولو برای کالسکه اش بگیرم و دوتا ازین رونیک های آهنگی و ی چند تا هم بازی فکری حالا حساب کنین من هیچی هم نگرفتم و شوشویی داره به تربیت بچه فکر میکنه و با این عروسکهاش که خانممممممممم این همه بچه را لوس نکن این همه براش خرید نکن بچه من نباید لوس باشه باید بره خاک بازی و گِل بازی کنه باید بره تو طبیعت .................خودمم حرفشو قبول دارم اما خوب ی کوچولو میتونم عروسک بگیرم دیگه تازه کلی هم به مامانش انرژی میده همین عروسک بازی و عروسک خریدن ها شاید حرف شوشویی پر بیراه نباشه که میگه تو به خاطر خودته که خرید میکنی و نه بچه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و خوب خدائیش بخواین حساب کنین عروسک چیزی نیست که بشه ازش گذشت مگه نه ؟

حالا حساب کنین بین دو آدم این چنینی گیر کردن با دو تا تفکر کاملا متفاوت............... مادری با حوصله کمش و شوهری با منطق زیادش ....منِ ترنجِ وسواسی  چطوری میتونم خرید کنم ؟  

 

پ ن ۱ :این نوشته مربوط به دو سه روز پیش بود ...مامان خودش لعابی هاشو خرید سرویس خوابشو هم انتخاب کرد فکر نکنم دیگه بتونم برم نظر بدم و یا عوضشون کنم  اما اشکالی  نداره بالاخره نی نی کوچولوی ما به چند تا وسیله با سلیقه مادر بزرگش هم نیاز داره دیگه  

  

پ ن ۲:دیشب با شوهری رفتیم برای خرید برچسب بالای سرِ تخت بچه ....ازین برچسب هایی که اشکال متفاوتی دارن و روی دیوار و چوب میزنن ....عکس میمونی با موز و آویزون از درخت خودم خیلی خیلی خیلی  دوسش دارم اما طبق معمول با شوشویی بعد از خریدش کلی بحثیدیم و شوهرک حسابی من را  از تاثیر روانی میمون روی ذهن کودک گرفته تا تاثیر فیزیکی میمون روی رنگِ دیوارِ خونه ی صاحبخونه  منطق پاچ کرد  

 

پ ن ۳:تا حالا شنیدین دنیا به صد تومان .....یا مثلا دنیا به یک صلوات؟ 

اینو همیشه مادری میگفت خدا رحمتش کنه من که هیچ وقت فکر نمیکردم صد تا تک تومانی اینهمه بتونه  ارزشمند  باشه اما: 

  دیشب وقتی بعد از خرید های بی ملاحظه ما در صورتیکه میدونستیم شوشویی کارت عابرشو جا گذاشته و کارت عابر من را هم خالی کرده بودیم و برای بیرون کشیدن ماشین از پارکینگ نیازمند ۵۰۰ تومان بودیم به گفته مادری کامل کامل رسیدم نمیدونین چقدری خجالت کشیدم که وقتی پول جیب هر دوتامونو گذاشتیم روی هم فقط شد ۲۰۰ تومان وای باید خدا من را همونجا خاک میکرد ۲۰۰ تومن دو تا آدمِ شاغل  ...و ی ماشین که روی دستشون مونده ................خدا به داد اونهایی برسه که فقط یک نفر شاغله و یا اونهایی که اصلا کاری ندارن و چند سر عائله ......خلاصه یک مغازه دار آشنای شوشویی پیدا کردیم و تونستیم ازش پول بگیریم و ماشین را از پارکینگ نجات بدیم کلی هم  بالا و پایین پریدیم  که هزینه پارک فقط ۳۰۰ تومن شده و ۲۰۰ تومن به نفعمون .   

 

پ  ن ۴: 

خوشحالم که فیلم اصغر فرهادی جایزه گلدن کلوب را برد لحظه شماری میکنم برای اسکار که انشالله اونجا هم خوش بدرخشه