X
تبلیغات
رایتل
یک عدد ترنج هستم !
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 44933


نویسندگان
ترنج (176)

چهارشنبه 5 بهمن‌ماه سال 1390 :: 09:01 ق.ظ :: نویسنده : ترنج

1


الان دقیقا یک هفته هست که شوشویی را ندیدم .....درسته به این نبودنهاش و ندیدنهاش عادت دارم اما هر چی به زمان زایمانم نزدیکتر میشم کمبودش را بیشتر حس میکنم ......امتحاناش شروع شده و منم که این هفته تعطیلی را حسابی مرخصی بودم و مشغول  اصفهان گردی و مهمونی و خوش گذورنی .....حسابی خوب بود اما فقط شوشویی را کم داشت که اونم تا فردا بر میگرده اما به خاطر نمایشگاهی که داره مجبوره اصفهان بمونه ومن باید برم خونه  تا دوهفته       با قیمانده را  کارهام را راست و ریست کنم ............و این ینی دو سه روز دیگه شوشویی را دیرتر میبینم (واقعا سخته قبول دارین)بعدش دیشب وقتی طبق عادت این چند شب از گرسنگی بیدار شدم تا چیزی بخورم یادم افتاد به ماموریت یک ماهه شوشویی دقیقا زمانی که نی نی به دنیا میاد دلم گرفت ترس برم داشت غصه هم خوردم ...درسته کار این چیزهارو نمی شناسه مخصوصا اگه ماموریت خارج هم باشه اما دوریشو من چطوری تحمل کنم با ی بچه کوچولو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟آخرشم به نتیجه ای نرسیده فقط دعا کردم همه چیز به خیر بگذره و   اگه میشه ی کوچولو ماموریته عقب انداخته بشه


2


کلا این هفته خیلی خوب بود ....به راحتی خرید هام را انجام دادم روتختی را گرفتم و امروزم برای قالیچه میرم تازه ی چند تا بدهی کوچولو هم داشتم که به مدد این نرخ جدید طلا و دلار به بدهی های نسبتا بزرگی مبدل شدن وتونستم اونها رو هم پرداخت کنم  یکی از نذوراتم را هم ادا کردم ........کلا دلم میخواد قبل از زایمانم کار و یا بدهی مونده ای نداشته باشم  زایمانم برام مثل ی تولد دوباره میمونه درسته از بطن من ی کوچولو بوجود میاداما فکر میکنم همراه با اون هم خودم دوباره قراره شکل بگیرم فرم بگیرم و به دنیا بیام .....

پسرکم  وجودتو  نقطه عطف زندگی مامانیه



3

خدارو شکر استرسی ندارم ......وارد ماه نهم شدم و همه چیز خوبه خوبه ......حتی اون زمانی که دوستم با نگرانی تموم احوالات دوستشو تعریف میکرد که بچه مبتلا به سندروم داون داره و با وجود ازمایشات بازم نتونستم درست تشخیص بدن و بچه بیمار به دنیا اومده ..........حتی توی اون شرایط هم دچار استرس نبودم من هر کاری میتونستم انجام دادم و اگه خود خود خدا برای من و پسرکی برنامه دیگه ای داشته باشه از دست هیچ کسی کاری ساخته نیست پس خودم و پسرم رابه خود خود خدا سپردم و ازین بابت نگرانی ندارم .......



 4

عجیب هوای نقاشی به سرم زده .......




5


برای نی نی یک دونه بلز خیلی خوشگل خریدم خودم هم دارم باهاش تمرین میکنم و تونستم ی قطعه بزنم ....تصمیم دارم براش آلات موسیقی بخرم مثل دایره زنگی و یا ازین تنبک کوچولو ها ......چیزای خیلی با مزه ای هستم مخصوصا اینکه به رشد و خلاقیتشم خیلی کمک میکنه و مهمتر اینه که استقبال شوشویی از این ها بیشتر از خریدن عروسکه