X
تبلیغات
رایتل
یک عدد ترنج هستم !
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 44917


نویسندگان
ترنج (176)

یکشنبه 30 بهمن‌ماه سال 1390 :: 11:01 ق.ظ :: نویسنده : ترنج

  


خوب بالاخره این روز شمار تولد پسرکی به روز یکم رسید و از فردا بنده ترنج بانو رسما مامان میشم و همراه با گل پسرکی پست های آتی را خواهیم نوشت


خدارو شکر  استرسی  ندارم ینی دارم اما فقط ی کوچولو......... تموم ترسم از اتاق عمل و بیهوشی سر عمل سرکلاژم ریخت و ی کوچولو استرس یا بهتر بگم نگرانی هم که وجود داره خوب فک کنم طبیعیه هیجان دارم نی نی را ببینم که  سالمه چه شکلیه چه طوریه واکنش خودم چیه با اومدنش شوهرکی چی کار میکنه مامانم وخانواده شوهرکی ....من عاشق دیدن واکنش افرادم دوستدارم زود بیاد و ببینم ی موجود کوچولو چه ولوله ای توی خانواده ایجاد میکنه


دیروز هم رفتم دکتر و اون بعد از معاینه و چکاب اعلام کرد که زایمانم باید به صورت سزارین باشه و نمیتونم طبیعی زایمان کنم و حتی پیشنهاد داد اگه دوست دارم لحظه تولد پسملکی را ببینم بی حسی نخاعی  را انتخاب کنم که خودم به خاطر اتفاقی که برای دوستم افتاده و بعد از اون نوع بی حسی کمر درد های شدید داره زیاد راغب  به این کار نیستم خلاصه انتخاب را به عهده خودم گذاشته که فکر کنم همون بی هوشی را انتخاب کنم 


شوهرکی هم هنوز نیومده از جمعه که رفته هنوز پیداش نشده بنده خدا سرش شلوغه و کار داره .

به شوخی بهش میگم نکنه روز تولد پسملکی غیبت بزنه و بگی ماموریت دارم

اونم کاملا جدی میگه اتفاقا برای دوروز بعدش باید برم اما روز تولد حتما هستم و میخوام براش ماشین هم گل بزنم (الهی شوهرکی خوش سلیقه و رمانتیک من )


اما خوب بهم قول داده امروز را حتما بیاد و مثلا این روز آخری دوتایی بودن را با هم سر کنیم

ی برنامه ای هم برای امروز م دارم اگه شد و شوهری خودشو رسوند و حال منم خوب بود و تونستیم بریم بیرون حتما عکس میگیرم و بعد از زایمانم میارم 


به دعا ها و انرژی مثبتتون واقعا نیاز دارم

سعی کردم قبل از زایمانم تموم کارهای نیمه تمومم را سرو سامان بدم بدهی ها نذورات حلالیتها ووووو همه کارهام را انجام بدم تا با خیال راحت برای تولد اماده بشم از همینجا هم دوستدارم از تموم دوستهای مجازیم حلالیت بطلبم

خوبی بدی هر چی دیدین حلال کنین و برای آرامشم موقع عمل دعا .........ممنون

انشالله به زودی بر میگردم