X
تبلیغات
رایتل
یک عدد ترنج هستم !
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 44843


نویسندگان
ترنج (176)

دوشنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1392 :: 12:42 ب.ظ :: نویسنده : ترنج

۱-بالاخره لباس یوگارا گرفتم از سه شنبه اگر خدا بخواد و این تمبلی اجازه بده در خدمت یوگائیست های محترم شهرمان هستیم


۲-دکتر جان بعد از دیدن عکس زانوهام اعلام فرمودند لقی کشکک دارم و هیچ دارویی به جز پیشگیری براش وجود نداره .....چهارزانو نشستن زانو زدن پله بالا پایین رفتن کارهای سخت انجام دادن ورجه وورجه کردن رادمهر بغل زدن حرکات محیرالعقول انجام دادن  ممنوع!    از دکتره بی نهایت خوشم اومد اونقدر انرژی مثبت داشت که اگر میگفت نفس هم نکش من دربست گوش میدادم


۳- همچنان با شوشوییمان کل کل داریم ...خسته ام و عاصی و عصبی حوصله هیچ کسیو هم ندارم اما همچنان شادم و نیشم باز....... تازه در چنین شرایط همچنان نقش ی خانوم خونه ی عروس مهربون ی مادر نمونه را هم بازی میکنیم .........هنرپیشه قابلی بودیمو نمیدونستیم ؟



۴-رادمهرک روی کیف پولی ام نقاشی کرده معلومه از همین الان استعدادش به کی رفته کلا پسرک نقاشی داریم سرخوش و بی خیال.......وروجکیه برای خودش دیشب دکتر جان میگفت عجب بامزه است این پسرتون و براش همچین زد به تخته که به خنده مان انداخت 


۵- دارم تند تند تایپ میکنم تا بازخونی مجدد باعث حذف نوشته هام نشم


۶-بعد از مدتها دوباره سما را دیدم دوباره شدیم دخترکهای کوچولوی ۸ ساله بی خیال و بی فکر ....ای کاش نظر شوشوییمان هم در مورد سما عوض میشد و من این سرخوشی را همیشه داشتم 


۷-چرا هر وقت شوشوییمان به موهای فرار کرده از لای شالمان که بی خیال دنبال نور میگردن خیره میشه مثل میرغضبها رنگ از رخسارش میپره .........وقعا چرا؟



۸-اصفهان زلزله اومد ...........دخترخاله های سرخوشم اونقدر با هیجان از زلزله تعریف میکردن که من حسرت کنان زمزمه میکردم کاش منم اونجا بودم 





پ  ن:

یکی اینجا مرد .............یک مرد جوون ........ ساعتها برای بچه هاش گریه میکردم و  به خانمش فکر میکردم که هم ارباب رجوعم هست و هم دوستم  حالا چی کار میکنه با این تنهایی؟

کار من توی ی شرکت خدماتیه اکثر افرادی که اینجا میان و میرن پیر هستن جوون هم داریم خوب هر بار امکان داره یکی ازین افراد پیر فوت کنن  و جالب اینجاست که میبینیم پیرهای ما پیرتر میشن و جوون ها فوت میکنن.......قبول کنین شنیدن خبر فوت یک ادم که میشناسیس با خانواده اش اشنایی با خانمش دوستی چقدر میتونه سخت باشه