X
تبلیغات
رایتل
یک عدد ترنج هستم !
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 44933


نویسندگان
ترنج (176)

پنج‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1392 :: 10:29 ق.ظ :: نویسنده : ترنج


من،سی ساله ام.

وقتی سی ساله میشوی ،میفهمی دنیا به آخر نرسیده.من به طور خاص از پیر شدن خوشم نمیآید;اما هر چه سن میگذرد ،بعضی امور هم اسان تر میشود.مهم این است که چه طور با آن برخورد کنی ........داستان اخر-خواب



این اولین کتاب ازاین نویسنده است که شروع کردم

به نظر جالب می اومد ........مخصوصا اون پادر هواگونه ای که در اخر هر داستان یقه ات را میگرفت و تو میموندی که این شخصیتها را تا کجا میتونی دنبال کنی .......آیا با خوندن داستان بعدی مثلا میتونی راز گم شدن شوهر اون خانم را بفهمی ؟یا جریان اون فاجعه معدن را؟

ولی بعد متوجه میشی این تعلیق تعمدی بوده و سبک نویسنده به این صورته  ......و در نهایت تو با تخیلت سرو کار داری و ادمهایی که برشی  از زندگیشون را در داستان خوندی  .

من این کتاب را دوست داشتم حتی با وجود اینکه زیاد از پایان بندی های باز خوشم نمیاد ودوست دارم داستانی بخونم که در نهایت بدونم چی میشه به بیان دیگه ازینکه اخر کتاب خلاقیت به خرج بدم و خودم حدس بزنم خوشم نمیاد در مورد فیلم هم همین طوره اما این کتاب را دوست داشتم و فکر کنم برای شروع و خوندن ازیک نویسنده جدید گزینه بدی نباشه .