X
تبلیغات
رایتل
یک عدد ترنج هستم !
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 44898


نویسندگان
ترنج (176)

پنج‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1392 :: 10:33 ق.ظ :: نویسنده : ترنج

رادمهر چن وقتیه ی دوست خیلی خوب پیدا کرده ....دوستی که از خودش قدش کوچیکتره اما سنش بیشتر

دوستی که رادمهرک فسقلی من ،کنارش احساس بزرگی میکنه  و پا به پاش راه میره حرف میزنه واین اخریها دوچرخه سواری یادش میده  ....حتی زمانی که نمیخواد غذا بخوره اگه بگی برو ننه را بیار ،میره میاره و باهم غذا میخورن تازه لقمه هم دهانش میزاره

هردوتاشون  واسه خودشون وروجکین .....که وقتی با هم هستند  هیچ کسی حریفشون نمیشه






اینجا رادمهر پازنون داره ننه قمر  را میبره گردش آخه خود ننه پاهاش درد میکنه و باید با عصا بره اینورو اونور ....تازه بهش میگی کجا میری اخم هم میکنه وروجک




رادمهر در کنار دوستان بعد از یک  دور گردش با ننه جان

معرفی میکنم

از سمت راست

خرسک قهوه ای (هنوز اسمی براش پیدا نکردیم) .....ننه قمر ...رادمهرک وجناب زرد انبوه




پ ن ۱:پاهای رادمهرک هنوز به پای دون چرخ نمیرسه واسه همین خود منم باید دسته چرخشو بگیرم و باهاشون به گردش دور خونه برم


پ ن :در پی آب بازیهای مکرر رادمهرک در حیاط خونه مامان بزرگش( دقیقا 4 سری خودشو انداخت توی تشت و آب بازی راه انداخت) ،امروز با تب شدید و بی حالی راهی مهد کودک شد ....

 دعا کنین این وروجک من زود زود خوب بشه