X
تبلیغات
رایتل
یک عدد ترنج هستم !
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 44843


نویسندگان
ترنج (176)

شنبه 2 آذر‌ماه سال 1392 :: 09:32 ق.ظ :: نویسنده : ترنج

۱


هنوز اسباب کشی نکردیم ....فکرش را هم حتی !

تقریبا کار ام دی اف خونه داره تموم میشه پکیج هم امروز فردا سفارششو میدیم پرده ها هم اماده نصب شدن

گاز ساختمان هم دوروزه وصل شده

و هوا هم بینهایت سرده


۲


رادمهر حسابی مریض شده 

۴ شب سخت را پشت سر گذاشت از تب شدید تا خس خس و خلط سینه

امروز بهتر بود و رفت مهد کودک

صحبتش خیلی بهتر شده تقریبا تموم کلماتی را که دوست داره میتونه بگه منم هیچ اصراری برای زود حرف زدنش ندارم

وقتی دستشویی داره با وجود پوشک اول میگه جیش بعد کارشو میکنه

اما خوابش خیلی بد شده رادمهر در هر شرایط چه ظهر خوابیده باشه چه نه راس ساعت ۸ میخوابید بدون هیچ تلاشی ازسمت من میرفت ی گوشه و دراز میکشید و خوابش میبرد اما این روزها تا ۱۲ شب بیداره و شیطنت میکنه

یک ماهی هم هست که دوست دارم ببرمش کلاس ژیمناستیک اما هنوز وقت نکردم ......نمیدونم از پسش بر میاد یا نه توی مهد با بچه ها که حسابی جوره اونجا هم شاید بچه هارا ببینه و به حرف مربی گوش بده و بتونه پشتک وارو بزنه




۳

 

تمصمیم برای فوق لیسانس رشته  مدیریت اموزشی شد

تحقیق کردم برای حسابداری باید گواهی حسابداری داشته باشم و ۳۰ واحد درسی پاس کرده باشم که نه گواهی دارم و نه درس پاس کردم برای همین مدیرت را انتخاب میکنم که فکر کنم راحتترم هست.....انشالله بتونم این یکی را برم



۴


از صبح دارم به معنی ازدواج و زوج بودنش فکر میکنم

چرا من و مهدی  هیچ زوجیتی با  هم نداریم  ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

با تموم تلاشمون برای داشتن ارامش توی خونه لااقل برای رادمهر  و با  تموم کوششمون برای داشتن درایت و حوصله اما هنوز که  هنوزه  اندر خم یک کوچه بن بست ماندیم