X
تبلیغات
رایتل
یک عدد ترنج هستم !
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 44917


نویسندگان
ترنج (176)

یکشنبه 10 آذر‌ماه سال 1392 :: 01:13 ب.ظ :: نویسنده : ترنج



من تا خود دو ساعت پیش فکر میکردم وقتی توی اداره کوچولو مچولوی ما دیدن یک عدد اقای معلم که اتفاقا قاتل نیز هستن و اتفاقن دارن دوره محکومیتشونو میگذرونن شاید عجیب ترین اتفاق سال باشه اما باید بگم که اشتباه فکر میکردم و وقتی ماجراهای بعدی را شنیدم دیگه داشتم شاخ در میاوردم تازه رئیس پ که خودش یک پا کاراگاهه و اصلا و ابدا ادم ساده ای هم نیست را بگو داشت سکته میزد با شنیدن اینکه این اقای معلم ا از خانمش جدا شده و الان داره کارهای اداری خانمش را انجام میده تا مستمری بی زبون پدر مرحومشو بگیره و خود این ماجرا هم نشون میده که این اقای معلم با خانمش همدسته برای دور زدن اداره  و  تازشم خانمشون یک عدد خواهر  داره که اصلا و ابدا هویت واقعی نداره حالا فکر کنین ما داریم بهش ۲۸ سال حقوق ومزایا میدیم  از حق اولاد انواع اقسام هدایای تحصیلی گرفته تا برقراری مستمری ایشان بعد از فوت پدرش وووووووو و تازه یک عدد پای مبارکشون هم به خاطر چند سال یارانه ای که  گرفته گیره و

حالا فکر کنین بنده همین چندروز پیش نامه استعلامشو زده بودم و اتفاقا تامین اجتماعی و ثبت احوال هم وجود این فرد را  تائید کردن 

حالا رئیس پ به معتمد های اداره زنگ زده و بعد این همه سال که کارهای اون خانواده را انجام میدادن و معتمد ما بودن متوجه شدیم بعلللللللللللللللله اونها هم توی زرد از اب در اومدن و کلااوضاع  قاراشمیشی  شد ه بود که رئیس پ با تموم خیر خواهی و گذشت نتونست به تهران گزارششو نده و میدونین که اینهمه سال مزایا گرفتن برای فردی که وجود نداره چقدر میشه و کلا نفس کار از ابتدا غلط بوده و جرم محسوب میشه

وقتی مادر این خانواده را میدیدم فکر میکردم ینی مظلوم تر ازین خانم هم وجود داره بی زبونتر و ساده تر...............فکر کنین این تصورات من نبوده گفتم رئیس پ با تموم زرنگی اش احساس میکرد رکبی که خورده تا به حال سابقه نداشته و به قول خودش این خانم چطوری همه مارو گول زد و از اعتمادمون سو استفاده کردوقتی از خانمه سوال کردیم چرا اینکارو کرد میگفت چون شرکت دیه شوهرمو نداده منم همچین کاری کردم


حالا چرا این اقای معلم بعد از اینهمه سال دهن باز کرده هم نشون میده که انگیزه شخصی داشته حتی به ما پیشنهاد داد تهدیدشون کنین تا کارشو راه بندازن بهش پول بدن وگرنه کاررا قضایی میکنه 


یا اینکه معتمد ها میگفتن اشکالی نداره گوسفند میکشیم خاک میکنیم میگیم دختره مرده گواهی فوت میاریم  تا قضیه بیخ پیدا نکنه ی جوری هم ا ین مسئله را میگفتن  که انگار بار اول نبوده بار اخر هم نخواهد بود



پ ن :اقای معلم داستان ما در جریان انتخابات نمایندگان  مجلس زده یکی را کشته  تازه معلوم نیست با چه تفنگی( ساچمه ای یا باروتی ) کجای یک بدبختی هم زده  که طرفو عقیم کرده بودن ودیه اونم هم میده