X
تبلیغات
رایتل
یک عدد ترنج هستم !
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 44843


نویسندگان
ترنج (176)

شنبه 26 مهر‌ماه سال 1393 :: 01:49 ب.ظ :: نویسنده : ترنج

دانشگاه اصلا با اون تصاویر رویایی من جور نبود  

دقیقا روز اول چیزی دیدم عجیب و غمناک 

استادی که با مدرک دکترای فلسفه اش ریاضی درس میداد 

چقدر هم بد 

اگه بگم همون شب دو ساعت گریه کردم شایدم بیشتر دروغ نگفتم  

اگه بگم چه اون شب و چه حتی الان هنوز در ماندن یا انصراف دودلم دروغ نگفتم 

هر وقت یادم به استاد فلسفه می افته اشک ریزون میشم 

اخه حل کردن یک مساله یا بهتر بگم جادادن چن تا عدد توی یک فرمول طول و دراز مگه کاری هم داره که اینها ناتوانند از انجامش 

بچه های کلاسم اکثرا خانمهای جا افتاده و اقایون پا به سن گذاشته ان 

هم سن و سال خودم فقط ۵ یا شادم ۶ نفر بیشتر نباشه  

خلاصه  

اینکه اصلا و ابدا ازینکه رفتم این رشته رفتم دانشگاه راضی نبودم 

فقط ی بخش ارام کننده داره 

اینکه حداقلش خیالم از بابت مرتبط بودن رشته ام با نوع کارم راحته  

همین و بس ! 

 

 

پ ن :حتی انرژی های مثبتم تفکر مثبتم و دلداری های مهدی هم برای چشم بستن از استاد فلسفه زاغارتی که حتی بلد نیست یک فرمول ریاضی را با ماشین حساب حل کنه اثری نداره!