X
تبلیغات
رایتل
یک عدد ترنج هستم !
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 44843


نویسندگان
ترنج (176)

یکشنبه 10 مهر‌ماه سال 1390 :: 10:28 ق.ظ :: نویسنده : ترنج

 ۱

 

اینجا هوا  بدجورسرد شده ... طوری که ما بخاریهارا کار گذاشتیم و البته منم سرماخوردم و شوشویی هم سرما خورده من آبریزش بینی و عطسه های طولانی دارم شوشویی بدن درد و گلو درد من سرمایی ام و با کلی پتو ژاکت میخوابم شوشو با لباس راحت تابستونی ......کلن هر دو با این تفاسیر شدیدا سرما خوردیم و من که نمیتونم دارویی بخورم و شوشویی هم اهل دارو خوردن نیست و این طوری میشه که نه اون خوب میشه و نه من ...... 

۲

 

آخر هفته عروسی یکی از بهترین دوستامه..... سحری را میگم ...اصلا باورم نمیشد ی روزی سحر را با لباس سپید عروس ببینم دلیلش را نمیدونم ولی خوب باورم هم نمیشد حالا آخر هفته با این گل پسملی میریم عروسی فکر کنم مثل فارغ اتحصیل شدنش کلی گریه کنم و ذوقشو بکنم با اینکه ازدواجش کلی مارا از هم دور کرد اما همین که سر و سامان میگیره برای من کافیه و باید خدارو شکر کنم ...اما اما اینهارا نوشتم تا چی بگم اینکه من  واسه عروسی دوستم کلی برنامه داشتم اینکه اون لباس خوشگلم را بپوشم که انگار توی تنم می رقصه اما حالا با این شرایط و این نی نی نمیدونم اصلا اندازه ام هست یا نه ؟اینکه شکمم توش معلوم میشه یا نه؟البته مانتویی که باهاش ست دارم هم خیلی خوشگله و خود مانتو هه هم زیبایی لباسم را دو چندان میکنه اما خوب تا آخر جشن که نمیشه با مانتو نشست ینی نمیذارن وگرنه من که راضی هم هستم با لباس مجلسی ومانتوی شبم که شکمم را بپوشونه حالا موندم که چه کنم  

 

 

۳ 

 

برای چهارشنبه هم نوبت دکتر گرفتم با مشورت دوستم دکترش را انتخاب کردم آخه دکتر سابقم تو زرد از آب در اومد و باید حتما عوضش میکردم و حالا برای چهارشنبه به راحتی نوبت گرفتم صبح هم با بیمارستان تماس  گرفتم و هزینه زایمان نوع قراردادش با بیمه تکمیلی ام را پرسیدم که خدارا شکر همه چیز خوب بود و حالا تا چهارشنبه که ببینم چی میشه و انشالله همون طور که دوستم میگفت دکتر خوبی باشه و من بتونم راحت باهاش ارتباط برقرار کنم .... 

 

۴ 

 

ی مشکلی که دارم و خیلی آزارم میده بی کاریم هستش با اینکه استراحت مطلقم مثلا  و باید حسابی استراحت کنم اما خیلی خیلی حوصله ام سر میره ....سعی میکنم کم کم کارهای خونه را انجام بدم قرآنم را میخونم کارهای عبادی که باید انجام بدم را انجام میدم تی وی میبینم اما بازم وقت زیاد می آرم اونقدر که از بیکاری سعی میکنم خودم را به خواب بزنم ......البته کلی کتاب دارم که بخونم اما خوب گاهی آدم حس کتاب خوندن نداره و دلش کار دیگه ای میخواد کلا کتاب به جای آروم کردنم من را به رویا میبره به جای شخصیت اصلی داستان  و تازه مشکل ازونجا شروع میشه که چرا و چی میشد    من این کارو را میکردم و یا غیره .......واسه همین فعلا یکم واسه کتاب پیش قدم نمیشم و دلیلش هم همین موضوعه ....ی خبر دیگه اینکه دانشگاه معماری هم قبول شدم که بازم طبق معمول بر خلاف دفعات پیش که خودم نمیخواستم برم این سری با وجود تموم علاقه ام امکان رفتن ندارم و خونه نشین شدم اساسی ...البته جای من رزو میمونه ولی نمیدونم سال آینده بازم میتونم برم یا نه؟واقعا اگه کسی راه حلی داره که بتونه بهم کمک کنه دریغ نکنه