X
تبلیغات
رایتل
یک عدد ترنج هستم !
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 44898


نویسندگان
ترنج (176)

پنج‌شنبه 1 دی‌ماه سال 1390 :: 09:09 ب.ظ :: نویسنده : ترنج

این چند روز همه اش به خرید برای پسملک گذشت .....

سعی کردم بر خلاف جهیزیه ام که اکثرشون به سلیقه مامان بود این بار همه را به سلیقه خودم انتخاب کنم و چیزهایی که میخواستم را براش برنامه بچینم و قبلش توی ذهنم پیاده شون کنم و بعد خریدم راانجام بدم و همه وسایل پسملکی را دوست دارم فقط برای خرید تختش یکم با مشکل مواجه شدم که در نهایت آن را هم سفارش دادم سرویسهای تخت بیرون یا خیلی گرون بودن و یا با سلیقه من جور نبودن توی ذهنم تخت نوزادی را می خواستم که ساده باشه و از فضاش بهترین استفاده را بشه کرد مثلا حتما کشو داشته باشه و بچه بتونه تا ۵ یا ۶ سالگی اش ازش استفاده کنه در ضمن ازین تختهای نوزاد نوجوان هم نمیخواستم چون دوست دارم پسملکم وقتی به سنی رسید که بتونه انتخابی داشته باشه خودش در مورد اتاقش و تختش تصمیم بگیره  

برای همین به نجاری که می شناختیم سفارش دادم  وامیدوارم همونی که توی ذهن منه را بتونه درست کنه ...یک تخت نوزاد جمع جور با دوتا کشو زیر تخت و یک کمد ساده با  ویترین یا بهتر بگم جا کتابی سر خودش داره ....خیلی ساده است اما قشنگ ...رو تختی پسملک را هم که عاشقشم از روزی که خریدم هر دقیقه ی سری بهش میزنم و با خرسک خندون روی روتختی سلام علیک میکنم اونقدر با مزه است و توی تموم این وسایل بیشتر از هر چیزی مشتاق دیدنش و استفاده اش برای پسملکی ام هستم از خرید هام فقط چند وسیله جزئی مونده که من یا مامان به تنهایی دنبالش باشیم و نیاز به صرف سلیقه خاصی هم نداره

برای اتاق  پسملک هم کلی برنامه داشتم که صاحبخونه محترم همکاری نکرد و درب کمد چوبی اتاق را ننداخت و حالا مجبوریم اتاقش را گوشه اتاق خودم درست کنم و هر سه تا شریکی از اتاق استفاده کنیم فقط میمونه یک پرده مناسب برای پنجره  یک قالیچه خیلی کوچیک برای پای تخت پسملک و بالاخره یک روتحتی ست برای تخت خودمون (قابل توجه اینکه من به خاطر وسواس زیادم هنوز روتختی جهیزیه ام را هم نگرفتم و وقتی که روتختی پسملک را پیدا کردم انگار دنیا را بهم دادن که مجبور نبودم تخت  اونو مثل خودم بدون روتختی بزارم)

خوب اینکارها را که انجام بدم اتاقمون خیلی خوب میشه  فقط می مونه ی بخاری برای اتاقمون که بتونیم توی این سرما ازش استفاده  کنیم(فقط دقت کنین صاحبخونه ما با اون همه مدرک مهندسی عمرانش اتاقاش بی اندازه غیر استاندارد هستن یکیشون کمد داره درب نداره یکیشون همه چی داره جای لوله بخاری نداره )

یک موضوع خوب دیگه اینکه من خیلی دنبال آتلیه برای عکس نی نی می گشتم و وقتی برای خرید رفتم فروشگاه به خاطر خریدمون کارتی بهمون دادن برای اتلیه و عکس رایگان ...نمونه کارهاش  را هم داشتن که خیلی خوشگل بودن ....انشالله پسملکی به دنیا اومد حتما میبرمش اونجا و کلی عکسهای خوشگل با فیگورای بامزه ازش می گیرم


اتفاق مهم دیگه توی این چند روز سالگرد عقد من و شوشویی بود .....دروغ چرا من برای همه چیز کلی برنامه می چینم و همیشه این برنامه هام به خاطر کار شوشویی کنسل می شه و اون شب هم به خاطر نبود شوشویی یکم دلخور بودم ولی خوب بعدش شوشویی با هدیه اش غافلگیرم کرد چیزی که من همیشه از بچگی هام دوسشون داشتم همون گوی های پر از برف و آدمک های عاشق داخلشون ....همیشه دوست داشتم یکیشونو داشته باشم خودم بارها برای خریدشون رفته بودم اما خوب خیلی خیلی دلم میخواست از طرف شوشویک هدیه اش بگیرم و وقتی کادو ام را گرفتم واکنشم دیدنی بود تا ده دقیقه فقط گریه میکردم ......اونقدر اشک ریخته بودم که شوشو فکر کرده بود کار بدی انجام داده و هاج واج مونده بود ولی نمیدونست که این گوی ها من را میبرد به دنیای  کودکی هام و توی روزهای گرم خوزستان آرزوی داشتن برف داخل گوی ها و هنوزم که هنوزه من با دیدن این گوی ها و برف های داخلشون آروز میکنم کاش همیشه سال زمستون بود و برف اما گوی من برف نداشت بلکه دو تا دختر و پسر خوشگل داشت با کلی ریزه های سبز که وقتی نورهای رنگی اش روشن میشدن این ریزه های خوشگل هم دیدنی تر بودن موزیکال هم نبود که اونم شوشو خیلی گشته بود اما اون مدلی گیرش نیومد ی دونه قنادی خیلی خوب هم پیدا کرده بود  که شیرینی هاش معرکه است و طعم کیک های خونگی  مامان پزی را با چشیدنشون می تونی حس کنی که برای اون شب هم شوشویی سفارش داده بود و حسابی اون شب را با اون هدیه خوشگلش و با اون شرینی خوشمزه (مخصوصا اینکه من رژیمم را هم شکسته بودم ) خاطره انگیز شد