X
تبلیغات
رایتل
یک عدد ترنج هستم !
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 44933


نویسندگان
ترنج (176)

پنج‌شنبه 20 بهمن‌ماه سال 1390 :: 10:33 ب.ظ :: نویسنده : ترنج


 همه چیز داره به خوبی پیش میره ... با اینکه  روزهایی که در مرخصی ام دوست دارم خونه  خودمون باشم و پیش شوشویی اما بازم اینجا که هستم خیالم راحته که هر وقت درد زایمان شروع شد میتونم به راحتی خودم را به بیمارستان برسونم


دیروز مطب دکترم بودم .....تاریخ زایمانم را  یکم اسفند برای عمل سزارین تعیین کرد البته قراره 29 بهمن هم دوباره ویزیت بشم تا باز وضعیت قرار گرفتن بچه چک بشه که اگر بتونم زایمان طبیعی راحتی داشته باشم به صورت طبیعی زایمان کنم که البته دکترم گفت چون عمل سرکلاژ انجام دادم شانس کمی برای طبیعی دارم و اکثر افرادی که سرکلاژ شده اند زایمانشون به صورت سرازینه همه چیز بچه هم خداروشکر نرمال بود .هم ضربان قلب و هم رشدش 

پسرک هم بعد از این مدت شیطنت یادش افتاده  و شبها نمیزاره مامانش بخوابه و با مشت و لگد به جون مادری اش می افته منم خوشم می آد ازین تقلا و ضربه زدنش این بهم آرامش میده که خدارو شکر هست و سالمه

فقط نگرانی ام ترسی است که به جونم افتاده ...ترس از عمل ...از درد زایمان و یا شاید به نظر خنده دار بیاد اما حتی میترسم اولین واکنشم با این پسملک چطوریه ....با اینکه به خودم تلقین میکنم که اصلا امکان نداره  افسردگی بارداری گرفته باشم اما از همین فکر هم میترسم و بیشتر عذاب وجدان میگیرم  که چرا نمیتونم به جای این ترس .ذوق داشتن پسرکم را داشته باشم